مقوله اي بنام اموال استراتژيكي شركت را مجبور مي سازد كه آينده خود را تجسم كند. شركت ملزم است به نوع تكنولوژي درخواستي خود كه باعث قدرت آنها در بازار مي شود، بيانديشد...

حوزه مدیریت استراتژیک اموال طی چند سال گذشته به شدت رواج یافته است. دلیل آن نیز وجود مزیت های گوناگونی است که به دست اندکاران این فلسفه تعلق دارد. ما نیز در این مقاله قصد داریم با نگاهی موشکافانه تر برخی مزیت های مهم را مورد بحث و بررسی قرار دهیم؛ مزیت هایی که حاصل تبعیت از این فلسفه هستند.

 

هم ترازی چشم انداز مدیریت و هیئت مدیره

بزرگترین مزیت حاصل از مدیریت استراتژیکی اموال، اطمینان از همسویی کلیه ذینفعان است. طبیعی است در شرکت هایی که در آنها مدیریت استراتژیکی اموال مطرح نمی گردد، چشم انداز هیئت مدیره از آینده شرکت و در مقایسه با دیدگاه مدیریت بسیار متفاوت باشد. مدیریت استراتژیکی اموال طرفین را ملزم به ارائه چشم اندازی شفاف از آینده می سازد. در ادامه نیز باید جریان نقدی آزادی را که توسط شرکت و به منظور دستیابی به اهداف استراتژیکی توافق شده است، بکار گرفته شود. مدیریت استراتژیک اموال  منجر به آسان سازی عملکرد بسیاری از ذینفعان شرکت می شود. این امر ممکن است بدیهی بنظر آید. با این حال شرکت ها در واقعیت می توانند بسیار بزرگ و پیچیده ظاهر شوند و فعالیت آنها در اغلب مواقع مانعی بر سر راه تولید باشد. اینجاست که مدیریت استراتژیکی اموال مشکل گشا خواهد بود.

 

 مدیریت اموال

 

وجود چارچوبی مشترک

مدیریت استراتژیک اموال در تنظیم اهداف مشترک نقش بسیار مهمی را ایفاء می کند. این اهداف مشترک در ادامه به سطوح پائین تر سازمان منتهی می گردند. کارکنان تشویق می شوند که به جای ابداع روش های موقت، فکر خود را معطوف دستیابی اهداف استراتژیکی سازند. این چارچوب مشترک توزیع منابع مختلف را که توسط سازمان کنترل می شوند، هدایت می کند. این کار باعث هم ترازی منابع کوتاه مدت با اهداف استراتژیکی بلند مدت می گردد. 

 

راهنمای نوآوری و اتخاذ تکنولوژی

شرکت ها در دنیای مدرن امروزی ملزم به سرمایه گذاری های عظیم در حوزه تکنولوژی هستند. شرکت های فناوری اطلاعات جزء بزرگترین و با اهمیت ترین شرکاء استراتژیکی شرکت های بزرگ چند ملیتی محسوب می شوند. از آنجایی که قرار است مبلغ هنگفتی صرف ساخت منابع فناوری اطلاعات شود؛ بنابراین لازم است که منابع نیز به صورت استراتژیکی ایجاد گردند.

درست در همین نقطه است که نقش اموال استراتژیکی پررنگ می شود. مقوله ای بنام اموال استراتژیکی شرکت را مجبور می سازد که آینده خود را تجسم کند. شرکت ملزم است به نوع تکنولوژی درخواستی خود که باعث قدرت آنها دربازار می شود، بیاندیشد. سرمایه گذاری در فناوری اطلاعات به صورت تکه ای در نظر گرفته نمی شود. در عوض به مثابه بخشی از یک سیستم بزرگ است که طی چند سال آینده ظهور می کند. همانطور که دیوید اوگیلوی معروف گفته است؛ به تبلیغات نباید به دیدِ هزینه نگریست. بلکه تبلیغات نوعی سرمایه گذاری بشمار می آید که بمنظور ثبت نام تجاری شرکت در بلند مدت در نظر گرفته می شود. مشابه چنین فلسفه ای برای هزینه های مربوط به فناوری اطلاعات شرکت نیز بکار گرفته می شود.

 

اموال استراتژیکی اولویت های موجود در شرکت را مشخص می سازد.

زمانی که این اولویت ها برای نیروی کار توضیح داده شوند، آنها قادر خواهند بود دامنه دانش خود را به منظور ظهور هر چه سریع تر نوآوری بکار گیرند.

 

ایجاد خرید

مدیریت استراتژیک اموال باعث حساسیت مدیریت ارشد شرکت بهنگام اعمال تغییر می شود. پس از تحقق این امر، مدیران و هیئت مدیران از تغییر استقبال می کنند. این موضوع منجر به خرید آنهم درست در زمان ارائه محصولات جدید می شود. بنظر می آید که هیئت مدیره در نبودِ مدیریت استراتژیکی اموال بیشتر به حمایت از وضعیت فعلی می پردازد. مدیریت استراتژیکی اموال باعث حساسیت مدیریت در پذیرش این واقعیت می شود که تغییر اجتناب ناپذیر است و در صورتی که به جای پذیرش اجباری واقعیت های بازار به صورت داوطلبانه تغییرات را ایجاد کند، بسیار خوشایندتر نیز خواهد بود. 

  

هم ترازی اهداف مدیریت کارکرد

مدیریت استراتژیکی اموال منجر به هم ترازی بخش های مختلف یک سازمان می شود. بخش منابع انسانی نیز از این قائده مستثنی نمی باشد. دلیل آن نیز این است که شرکت تنها زمانی موفق به پیشبرد اهداف استراتژیکی خود می شود که افراد حاضر در آن نیز به انجام آن راغب باشند. وظیفه اصلی بخش منابع انسانی، تخصیص سرمایه به منظور ایجاد انگیزه در کارکنان و دستیابی به اهداف مالی بلند مدت شرکت است. بنابراین مدیریت استراتژیکی اموال شرکت را تشویق می کند که دست به ایجاد یک سیستم مدیریت کارکرد بزند؛ یعنی درست جایی که در آن حضور مشوقان دستیابی به اهداف استراتژیکی را بشکلی عادلانه جبران ساخته است.

 

تمرکزی بهبود یافته بر چشم انداز رقابتی

و در پایان، مقوله ای بنام مدیریت استراتژیک اموال باعث تمرکز هر چه بیشتر شرکت بر مبحث رقابت می شود. شرکت در صورت عدم وجود مدیریت استراتژیک اموال نمی تواند کارکرد خود را با کارکرد مشابه همتایان خود محک بزند. تمرکز بر استراتژی رقابتی و کنترل مداوم فضای شرکت باعث می شود که سازمان ها در رویارویی با چالش های بازار، از آمادگی بهتری برخوردار باشند. شرکت هایی که مدیریت استراتژیکی اموال را دنبال می کنند؛ شبیه سازی هایی را بر اساس چگونگی تغییر چشم انداز رقابتی و اثرگذاری این تغییرات بر کارکرد، به ثبت می رسانند. این کار به آنها کمک می کند دست به ایجاد سازمانی بزنند که دارای محوریت بیشتر و مقاوم تر باشند و با این حساب بتواند از فشارهای رقابتی، جان سالم بدر ببرد.

و اما نکته اصلی این است که مزایای قابل توجه نصیب شرکت هایی می شود که مدیریت استراتژیک اموال را دنبال می کنند. تمرکز بر این مقوله رویکردی نسبتاً جدید می باشد. با این حال و با گذشت زمان شرکت های بیشماری به اهمیت آن پی می برند و در سازمان خود اقدام به پیاده سازی آن می کنند.

 

منبع: 


به اشتراک بگذارید :



 ثبت نظر